از آنجا که قلب یکی از مهمترین ارگانهای حیاتی بدن است، سلامت این عضو از اهمیت خاصی برخوردار است وگام برداشتن در راه ارتقاء سلامت آن یکی ازاهداف بشر از دیرباز تاکنون بوده است. امروزه بیماریهای قلب، بخصوص بیماریهای عروق کرونر[1]CAD که وظیفه تغذیه ماهیچه های قلب[2] را بعهده دارند، از بیماریهای شایع است. بیماریهای عروق کرونر قلب یکی از علتهای بزرگ مرگ و میر در دنیاست (Venugopal et al. 2009). هم چنین افزایش بیماریهایی مانند: دیابت، افزایش فشارخون، افزایش چربی خون و مواردی از جمله چاقی، استرس و سیگار شیوع گرفتگی عروق کرونر قلب و ایجاد سکته های قلبی[3] را افزایش داده است. درمواردی که تنگی عروق کرونرایجاد شده و باعث کاهش یا قطع خونرسانی به قسمتهایی از ماهیچه قلب شود، نیاز به عمل جراحی برای پیوند این عروق مطرح می شود. عمل جراحی پیوند عروق کرونر[4] یکی از مهمترین پروسیجرهایی است که برای بیمارانCAD بکار میرود. (Venugopal et al. 2009)
دراثرگرفتگی این عروق بافت ماهیچه ای قلب دچار ایسکمی[5] شده وکارایی خود را از دست
می دهد. برای غلبه براین مسئله عمل جراحی پیوند عروق کرونر ازچند دهه گذشته رایج شده است که بدین وسیله عروق درگیر با رگهای جدید و سالمی که از جاهای دیگر بدن از جمله سرخرگ سینه ای داخلی[6] وسیاهرگهای سطحی پا[7] برداشته می شوند، جایگزین می شوند (Kirklin , 2003). درحین جراحی قلب، درجاتی از صدمه به میوکارد اجتناب ناپذیر می باشد. این آسیب منجر به تغییرجریان خون میوکارد و به دنبال آن تغییردرعرضه و تقاضای اکسیژن می شود. تیم جراحی قلب می بایست در حد امکان از این عارضه (ایسکمی) جلوگیری نماید. درغیراینصورت صدمات حاصله، باعث تغییرات اساسی درقسمتهای انرژی زایی سلولهای میوکارد خواهد شد. این مسئله فصلی را درجراحی قلب به نام، حفاظت از میوکارد[8] درحین عمل جراحی قلب، باز نموده است.
درطول پنجاه سال گذشته حفاظت از میوکارد، مورد توجه بسیاری از محققان بوده است و نتایج حاصل موجب پیشرفت سریع در انجام اعمال جراحی قلب گردیده است.
امروزه در حالیکه بسیاری از تکنیک ها در بوته آزمایش قرارگرفته اند و گزارشاتی از روش های مختلف با بهترین تدابیر حفاظت از میوکارد منتشر می گردد ولی همچنان تکنیک خاصی که بعنوان بهترین روش معرفی شود مورد توافق قرار نگرفته است. درحین عمل به علت مختل شدن جریان خون و ایسکمی میوکارد، آسیب به این عضوغیر قابل اجتناب است و درمراحل پایانی عمل و برقراری مجدد جریان خون[9] عضله قلب، دراثر ریپرفیوژن امکان آسیب دیدن مضاعف وجود دارد(.,Kaminski, et al2008).
به نظر میرسد که با اصلاح روش برقراری جریان خون مجدد عضله بتوان از این آسیب در مراحل پایانی تا حدودی جلوگیری کرد. از آنجا که ترکیبات مختلفی نظیرکراتین فسفو کیناز[10]CPK ( ., Bonnefoy et al1998)، تروپونین[11] cTn( . Bonnefoy et al، 1998Francesco et al., ،2007)، مالون دی آلدهید [12] MDA(,J Aznar, et al1983 و Kamunski،2008) وآنزیمهایی از جمله کاتالاز[13]CAT ، سوپراکسیددیسموتاز[14]SOD (Yasuyuki et al.،1991)، گلوتاتیون پراکسیداز[15] GPX
Kaminski et al.) ، 2008) به عنوان بیومارکرهای قابل اندازه گیری، نشانگرمیزان آسیب بافتی هستند.
در صورتی که خونرسانی به قلب از طریق گرافتهای عروقی[16] کرونر به صورت مرحله به مرحله و به آرامی صورت پذیرد، امکان دارد از آسیب به میوکارد به میزان بیشتری جلوگیری کند.
لذا هدف کلی بررسی میزان آسیب به میوکارد، با اصلاح نحوه خونرسانی مجدد در خاتمه عمل، با اندازه گیری میزان بیومارکرهای موجود در خون است.
در این مطالعه میزان فعالیت فاکتورهای SOD, CAT, GPX, MDA, cTn I, CPK-MB در بیمارانی که با روش اصلاح شده جدید تحت عمل جراحی CABG قرار گرفتند، نسبت به بیمارانی که با روش معمول(, Kirklin 2008 ) عمل شدند، مقایسه گردید.
فصل دوم
بر تحقیقات پیشین
1-2- آناتومی وفیزیولوژی قلب
قلب انسان پمپی است که قبل از تولد تا زمان مرگ بطور مداوم کار می کند و در طول زندگی (طول عمر متوسط ٧٣سال و٧٠ ضربه در دقیقه) ۶/۲ میلیارد بار می طپد. اگر برون ده
قلبی ۵ -۳ لیتر در دقیقه باشد، قلب در طول زندگی حدود ٢٠٠ – ١٠٠ میلیون لیترخون را پمپ می کند و درحدود ٦/٩ میلیارد لیتر اکسیژن را به بافتهای بدن می رساند.
قلب را می توان به عنوان دو پمپ موازی در نظرگرفت که هر کدام شامل یک دهلیز[17] ویک بطن[18] است. این دو بصورت هماهنگ باعث جلو راندن خون به سیستم جریان خون ریوی[19] و محیطی[20] ازسمت راست وچپ می شوند. دیواره حفره های قلب شامل سه لایه است: اندوکارد[21]، میوکارد و پریکارد[22].
بطن ها دارای دیواره قطور عضلانی و فشار بالا می باشند وکار جلو راندن خون به سمت گردش خون ریوی و محیطی را بعهده دارند.
دهلیزها از نظرساختمانی، حفره هایی با دیواره نازک و فشار پایین هستند که خون را به بطن ها هدایت می کنند. عروق کرونر از آئورت منشاء گرفته و یک شبکه رگی زیراندوکاردی [23] را می سازند که در تامین اکسیژن و تغذیه اضافی قلب نقش دارد ( ., Guyton et al2008).
2-2- متابولیسم عضله قلبی
عملکرد متابولیکی میوسیتهای قلبی[24] دو هدف را دنبال می کند: حفظ استحکام سلولی از طریق حفظ اختلاف یونی در دو طرف غشاء و دیگری تولید انرﮋی برای حفظ پمپ فیزیولوﮋیکی که باید به طورمتوسط ۷۰ سال بی وقفه کار کند (Berne & Levy , 2008).
2-2-1 – منابع انرژی در عضله قلبی
عضله قلب مانند عضله اسکلتی از انرﮋی شیمیایی جهت تامین کار انقباضی استفاده می کند. این انرﮋی عمدتا از متابولیسم اکسیداتیواسیدهای چرب[25] و سایر مواد غذایی بوﯾﮋه لاکتات[26] و گلوگز[27] تامین می شود (Berne & Levy, 2008).
آدنوزین تری فسفات [28] برای ایجاد پیوند بین اعمال مصرف کننده انرﮋی یا اعمال تولید کننده انرﮋی در بدن ضروری است به این دلیل به ATP جریان انرﮋی بدن می گویند که
می تواند بطورمکررتولید ومصرف شود (Lehninger,et al. 2003).
منابع اصلی برای تامین انرژی قلب گلوکز و اسیدهای چرب آزاد می باشند. گلوگزبوسیله مسیرگلیکولیز[29] (تجزیه کربوهیدراتها) متابولیزه شده و اسیدپیرویک[30] تولید می شود. انجام این مرحله در صورتی است که اکسیژن به مقدار کافی در دسترس باشد (فسفوریلاسیون اکسیداتیو[31])، درغیر این صورت اسیدلاکتیک[32] تشکیل می شود (Berne & Levy, 2008).
2-2-2- گلیکولیز بی هوازی
در صورت عدم وجود اکسیژن کافی، فسفوریلاسیون اکسیداتیو نمی تواند انجام پذیرد اما حتی در چنین شرایطی نیز می تواند از راه گلیکولیز مقدار اندکی انرﮊی برای سلولها آزاد کند، زیرا واکنشهای شیمیایی در تجزیه گلوگزبه اسیدپیرویک به اکسیژن نیاز ندارد Leninger, 2003))
تشکیل اسیدلاکتیک در جریان گلیکولیز بی هوازی امکان رهایی انرژی بی هوازی بیشتری را فراهم می کند. دو محصول نهایی واکنش های گلیکولیز، اسیدپیرویک و اتمهای هیدروژن هستند، ساخت یک یا هر دوی این فراورده ها، فرایند گلیکولیز را متوقف کرده و مانع از تشکیل بیشتر ATP می گردد. زمانی که مقدار آنها بسیار زیاد شود تولید اسیدلاکتیک
می کنند. (Lehninger,et al. 2003)
انرژی حاصل ازATP صرف ایجاد حرارت و انقباضات میوکارد میگردد، اماخونی که از عروق کرونرعبور می کند بیش از هر عضو دیگری از بدن اکسیژن خود را برای سوخت وساز در میوکارد از دست می دهد. بطوریکه ٧٥-٧٠٪ اکسیژن خون عروق کرونر از هموگلوبین جدا و مصرف می شود، لذا امکان جداشدن بیشتراکسیژن ازخون شریانی وجود ندارد. اما اگر میوکارد به هر دلیلی مانند: هیپوکسی شریانی[34]، تاکیکاردی[35]، فیبریلاسیون[36] و…… نیاز بیشتری به اکسیژن داشته باشد، جبران آن تنها با افزودن میزان جریان خون کرونرعملی خواهد بود.
حال اگرمقدارفشار اکسیژن خون شریانی(PaO2 ) کاهش یابد، فسفوریلاسیون اکسیداتیو قطع شده و دیگرATP تولید نمی شود دراین حالت گلیکوژنولیز[37] وگلیکولیز بی هوازی شروع شده و به ازای هرملکول گلوکز، فقط دو ملکول ATP تولید می گردد که این مقدارانرژی جهت فعالیت میوکاردکافی نیست (. Guyton et al. 2008).
ابتدا تاریخچهای مختصر از مدولهای درونبر، همدرونبر، درونبرپوشا و همدرونپوشا ارائه
میدهیم. اولین باردرسال1979 توسط خوری مفهومی به نام مدولهایدرونبر معرفی شد. R – مدول M درونبر گفته می شود هرگاه بهازای هر زیرمدول غیرصفرN از M ، داریم :
HomR(M,N)¹ 0. درسالهای بعد مفهوم درونبری توسط مولفان دیگرازجمله ژئو، ریزویو رومن واخیراً توسطاسمیت9، حقانی و ودادی مورد تحقیق و بررسی قرارگرفته است. سپس در سال2007 مفهومدوگانی از درونبری به نام همدرونبری توسط امینی، ارشاد و شریف ارائه شد.
مدول M همدرونبر گفته می شود هرگاه به ازای هر زیرمدول سرهN از M، داشته باشیم :
HomR(M/N , M) ¹ 0 . سپس مفهوم مدولهای درونبرپوشا توسط قربانی و ودادی در سال 2009 ارائه شد که توسیعی از مفهوم حلقه pri میباشد.
حلقه R، حلقه ایدهآل راست اصلی یا به اختصار حلقه pri ، نامیده می شود هرگاه، هر ایدهآل راست آن اصلی باشد. توسیع این مفهوم در مدولها درونبرپوشایی نامیده شدهاست.
یک R- مدول راست M درونبرپوشا گفته می شود هرگاه به ازای هر زیرمدول غیرصفر N از M همریختی غیرصفرپوشایی از M به N موجود باشد. بنابر قضیه اول یکریختی و با توجه به این
نکته که یک مدول اصلی یکریخت با R/Iاست ، حلقه R یک حلقه pri است اگر و تنها اگر مدول RR درونبرپوشا باشد. دوگان این مطلب بهنام همدرونبرپوشایی توسط قربانی ارائه شدهاست. R – مدول M همدرونبرپوشا گفته می شود هرگاه به ازای هر زیرمدول سره N از M همریختی غیرصفر یک به یکی از M/N به M موجود باشد.
در این پایان نامه مفهوم همدرونبرپوشایی، قضایای مربوطه و دوگان آن تحقیق می شود که برگرفته از مرجع ]3[ میباشد.
1-2. تعاریف وقضایای مقدماتی
در سراسر این پایان نامه حلقهها شرکتپذیر و یکدار میباشند. (تمام مدولها مدول راست می باشند.) درابتدا یادآوری، سپس تعاریف اولیه و بعد قضایای مقدماتی به صورت نکته و لم بیان می شود.
یادآوری
فرضکنید R یک حلقه باشد.R – مدول M را ساده گویند اگر زیرمدول غیربدیهی نداشته باشد. مدول M نیمساده نامیده می شود اگر هر زیرمدولش یک جمعوند آن باشد.
زیرمدول L از M اساسی نامیده می شود و مینویسیم Lvess M هرگاه به ازای هر N £ M اگر L ∩ N = 0 ، آنگاه =0 N . به طور معادل L vess M اگر و تنها اگر به ازای هر عنصر ناصفر xÎM ، rÎR موجود باشد به طوریکه 0 ¹ xrÎ L .
زیرمدول K از M زاید نامیده می شود و مینویسیم K<< M ، هرگاه به ازای هر N £ M اگرK + N = M آنگاه = M N.
فرض کنید M یک R- مدول راست باشد، X زیرمجموعه ای از M و Y هم زیرمجموعه ای از R ، پوچساز راست X در R با rR (X) و پوچسازچپ Y در M با lM (Y) نمایش داده می شود و تعریف میکنیم :
rR (X) = { r Î R : X r = 0 } lM (Y) ={ m Î M : mY = 0 }
همچنین برای S- مدول چپ N ، rN (Z) وlS (W) به طور مشابه برای هر Z Í S و هر
W Í N به صورت زیر تعریف می شود :
r N (Z) ={ n Î N : Z n = 0 } l S (W) = { s Î S : sW = 0 }
اگر X = {a}، آنگاه پوچساز راست آن با rR (a ) نشان داده می شود و داریم :
rR (a)= rR (X) و نیز lR (a)= lR (X).
با بهره گرفتن از قضیه 2-15 از مرجع [1] نتایج زیر را داریم :
اگر A و B دو زیرمجموعه R – مدول راست M باشند و AÍ B آنگاه rR (B) Í rR (A) . بوضوح Í lM (rR (A)) A و میتوان نتیجه گرفت (A))) Í rR (A) rR (lM (rR . از سوی دیگر با قرار دادن C= rR (A)درC Í lM (rR ©) (بهازای هرC Í R) داریم :
rR (A) Í rR(lM (rR (A)))پس (A))) Í rR (A) rR (lM (rR ؛
در نتیجه(A))) = rR (A) rR (lM (rR .
به طریق مشابه اگر I و J دو زیرمجموعه R باشند و I Í J ، آنگاه lM (J) Í lM (I) . بوضوح
I Í rR (lM (I)) و میتوان نتیجه گرفت : lM (rR (lM (I)))=lM (I) .
اگرM یک R -مدول و U یک کلاس از R – مدولها باشدTr (M ,U ) و Rej (M, U ) به صورت زیر تعریف میشوند که زیرمدولهایی از M میباشند.
Tr (M ,U )=å { Im f | f : ua → M , uaÎ U برای برخی }
Rej (M, U )=∩ {ker f | f : M → ua , uaÎU برای برخی }
اگر S مجموعه تمام R – مدولهای راست ساده باشد، به ازای هر R – مدول M،Soc (MR) بزرگترین زیرمدول نیمساده M است و با توجه به بخش 9 از مرجع [1] به صورت زیر تعریف می شود :
Soc(MR) = Tr (M ,S) = å {K | است M یک زیرمدول ساده از K }
= ∩ { L | L vess M }.
همچنین R – مدول M نیمساده است اگر و تنها اگر soc(MR) = MR .
ضمناً به سادگی دیده می شود R – مدول M نیمساده است اگر و تنها اگر زیرمدول اساسی غیر بدیهی نداشته باشد.
R – مدول M پروژکتیو نامیده میشود هرگاه به ازای هر نمودار از R- همریختیها و R- مدولها به صورت زیرکه سطر آن دقیق باشد ، R- همریختی→ A M موجود باشد به طوریکه نمودار زیر جابجایی باشد.
1-2-1. R – مدول پروژکتیو M
یا به طور معادل اگر هر دنباله دقیق کوتاه به صورت A→ B→ M → 0 0 → شکافته شود ، آنگاه M پروژکتیو است.
R – مدول M انژکتیو نامیده میشود هرگاه به ازای هر نمودار از R- همریختیها و R- مدولها به صورت زیرکه سطر آن دقیق باشد، R – همریختی→ M B موجود باشد به طوریکه نمودار جابجایی باشد.
1-2-2. R – مدول انژکتیو M
همچنین R – مدول M انژکتیو است هرگاه به ازای هرایدهآل راست I از R ، هر همریختی
f : I→ M را بتوان از R به M گسترش داد. (لم بئر)
1-2-3. R – مدول انژکتیوM (لم بئر)
تعاریف و قضایای زیر برای حلقهها و مدولهای راست بیان می شود و به طور مشابه برای مدولهای چپ نیز برقرار است.
تعریف 1-2-1. حلقه R، خود- انژکتیو راست نامیده می شود، هرگاه RR انژکتیو باشد.
تعریف 1-2-2. حلقه R، حلقه انژکتیو اصلی راست یا به اختصار P- انژکتیو راست نامیده می شود، هرگاه به ازای هر aÎR هر R – همریختی f :aR→ RR را بتوان به R– همریختی
:RR→ RR گسترش داد .
تعریف1-2-3 . مجموعه عناصر منفرد R- مدول راست M را با Z(MR ) نشان میدهیم و تعریف میکنیم :
Z(MR ) = {mÎM | rR (m) vess RR } £ M .
تعریف1-2-4 . R – مدولM، نامنفرد نامیده می شود هرگاه Z(MR ) = 0 و نیز منفرد نامیده می شود هرگاه Z(MR ) = M .
تعریف1-2-5 . زیرمدول N ازR – مدول M ، کاملاً پایا نامیده می شود هرگاه به ازای هر
ÎEnd (MR ) f داشته باشیم f(N) Í N .
تعریف1-2-6 . یک حلقه را حلقه دو راست(right duo)گویند، هرگاه هر ایدهآل راست آن
دو طرفه باشد. به طور مشابه حلقه دو چپ تعریف می شود.
همچنین اگر R یک حلقه دو چپ باشد وyÎ R آنگاه yR Í Ry ، از آنجا که Ry دو طرفه است به ازای هر Î R r،yrÎ Ry و در نتیجه yR Í Ry .
تعریف1-2-7. عنصر aÎR ، منظم چپ نامیده می شود هرگاه= 0 lR (a). به طور مشابه عنصرbÎR ، منظم راست است هرگاه= 0 rR (b) .
تعریف1-2-8 .حلقه R ، کاهشی است هرگاه عنصر پوچتوان غیرصفر نداشته باشد.
تعریف1-2-9. حلقه R ، برگشتپذیر (reversible)نامیده می شود هرگاه به ازای هر a,bÎ R اگر= 0 ab آنگاه ba = 0 .
تعریف1-2-10. ایدهآل سره P از حلقه R نیماول نامیده می شود هرگاه به ازای هرایدهآل IازR اگرI 2 Í P ، آنگاه Í P I .
تعریف1-2-11. حلقهR نیماول گفته می شود، هرگاه صفر یک ایدهآل نیماول باشد.
تعریف1-2-12. فرض کنید R یک حلقه باشد. رسته تمام R – مدولهای راست را با MR و رسته تمام R – مدولهای چپ را با RM نشان میدهند.
تعریف1-2-13. فرض کنید R یک حلقه و a یک درونریختی از R باشد ، حلقه R[x, a] حلقه چندجملهای اریب نامیده می شود هرگاه شاملتمام چند جملهایهای چپ با متغیر x به صورت xi باشد جاییکه ri ÎR ، به طوریکه بهازای هر اسکالرrÎR ضرب با عمل
r= a®.x x تعریف شود.
تعریف1-2-14. R- مدولM را فشردهپذیر گویند هرگاه بهازای هر £ M Nیک تکریختی از
M بهN موجود باشد.
در زیر دو مفهوم تولید کردن و مولد ، و دوگان آن هم-تولید کردن و هم-مولد بیان می شود.
تعریف1-2-15. فرض کنیدU یک کلاس از R – مدولها باشد .گوییم مدول M توسط U ( به طور متناهی ) تولید می شود (U ، M را ( به طور متناهی ) تولید می کند) اگر یک مجموعه اندیسشده (متناهی) (Ua)aÎJ در U و همریختی پوشای ÅJ Ua → M → 0 موجود باشد.
اگر= {U} U ، آنگاه گوییم U ، M را تولید می کند هرگاه مجموعه اندیس J و همریختی پوشای M → f : U (J) موجود باشد.
نئوسپورا کانینوم تك یاخته اجباری داخل سلولی از شاخه آپی کمپلکسا ، اولین بار توسط برکاس و همكارانش (۱٩۸۴) توصیف شد. دوبی و همكاران (۱٩۸۸) این تک یاخته را برای اولین بار از سگ ها جدا و نامگذاری كردند (Dubey et al. 1988a,b) سپس مشخص شد كه میزبان نهائی نئوسپورا کانینوم، سگ است (Holmdahl and Mattsson 1996; Lindsay et al. 1995 Basso et al. 2001;).
نئوسپورورزیس از علل اصلی سقط جنین گاو است، از این رو با سقط ، مرده زائی، تولدگوساله ضعیف یا همراه با عفونت دائمی و كاهش تولید شیر ضررهای اقتصادی قابل توجهی ایجاد می كند. انتشار عفونت در گاو با انتقال تاكی زوئیت از مادر به جنین و یا با خوردن آب و غذائی آلوده به اووسیست انگل صورت می گیرد 1999, Trees et al. 1999; Romero et al. 2004) Dubey).
مطالعات انجام شده در برخی كشورها حاكی از این است كه ۴۲-۱۳ درصد جنین های سقط شده در گاوها به این انگل آلوده هستند (Dubey and Lindsay 1993; Dubey et al. 2006 ). نئوسپورا کانینوم علاوه بر گاو ، سایر گونه های اهلی چون اسب، گوسفند، بز، شتر، سگ، گربه و سگ سانان وحشی را آلوده می كند (Dubey 2003; Gondinm 2006 ).
نئوسپوروزیس انتشار جهانی داشته و از بسیاری از كشورهای جهان گزارش شده است، ایران نیز از این قائده مستثنی نیست. در بررسی آلودگی نئوسپورا کانینوم در گاوهای شیری سقط كرده، رزمی و همكاران (۲۰۰۶) اولین مورد سقط جنین گاوی را در مشهد گزارش كردند و ۱۸/۱۵درصد نمونه های سرمی گاوها در تست IFAمثبت بودند
(et al. 2007; Sadrebazzaz et al. 2004 Razmi).
با توجه به گزارشاتی مبنی بر وجود آلودگی در گاوهای كشور و خسارات اقتصادی حاصله بر صنعت گاوداری، طراحی و ارزیابی تستهای تشخیصی حساس و اختصاصی كه توانایی تشخیص حیوانات آلوده را به منظور كنترل نئوسپورا کانینوم در سطح گله داشته باشند ضروری به نظر می رسد.
از زمان شناسایی نئوسپورا کانینوم تاكنون روش های تشخیصی زیادی برای شناسایی آلودگی دامها به این انگل ابداع شده است. از این میان می توان به روش های هیستوپاتولوژی، ایمونوهیستوشیمی، سرولوژی، مولكولی، كشت سلولی و استفاده از حیوانات آزمایشگاهی اشاره نمو د
(2003 Dubey and Schares 2006 ; Dubey and Lindsay 1993; Dubey et al. 2006; Dubey )
تشخیص قطعی بر اساس آزمایش ایمونوهیستوشیمی بافتهای آلوده است. این روش معمولاﹰ برای تأیید سایر روشها و نیز برای تفکیک نئوسپورا کانینوم از توکسوپلاسما گندئی استفاده شده اما روشی وقت گیر بوده و تفسیر نتایج آن مشکل است
(Dubey and Lindsay 1993; Jones 1996; Romand et al. 1998; Dubey and ;Schares 2006; Dubey 2003).
تشخیص آلودگی عمدتا با روش های سرولوژیکی، به عنوان ابزار مهمی برای بررسی های کلینیکی و اپیدمیولوژیکی، انجام می شود (et al. 2007 Silva).
آزمایشات سرولوژیک دارای این مزیت هستند که قبل از مرگ دام قابل انجام بوده و اطلاعات کافی در مورد مرحله آلودگی فراهم می سازند (Dubey and Schares 2006). از آنجایی که تنها نشانه در معرض قرار گرفتن با نئوسپورا کانینوم، حضور آنتی بادی های اختصاصی در سرم گاو است، روش های مختلف سرولوژیک برای تشخیص آنتی بادی به کار گرفته شده که شامل IFAT، انواع الایزا وDAT هستند (et al. 1997 Williams Romand et al. 1998; Packham et al. 1998; Paré et al. 1995a; Lally et al. 1996; Conrad et al. 1993a; Björkman and Lunden 1998; ). در این روشها از تاکی زوئیت کامل یا آنتی ژن های مشتق شده از تاکی زوئیت استفاده می شود که به علت واکنش متقاطع با سایر انگلهای مربوطه مانند توکسوپلاسما گندئی باعث واکنش مثبت کاذب می شود
(et al. 1993b; Dubey and Lindsay 1993 Conrad et al. 2003; ; 1999 Chahan Bjorkman and Uggla ). همچنین به علت نیاز این آزمایشات به استفاده از مقادیر زیاد آنتی ژنهای مشتق شده از کشت سلولی، اغلب تهیه آنتی ژن و استاندارد کردن آن مشکل است و به دلیل تفاوت در میزان بقایای سلول میزبان بر اختصاصیت و تکرارپذیری نتایج تست تاثیر می گذارد (Lally et al. 1996; Jiang et al. 2008; al. 1996; et Baszler). بنابراین ضروری است که تست تشخیصی مطمئن، حساس و اختصاصی با بهره گرفتن از آنتی ژن های اختصاصی نئوسپورا کانینوم طراحی شود.
آنتی ژن های نوترکیب درمقایسه با آنتی ژن های کامل، مزایای بیشتری دارند زیرا اولا به آسانی درحجم زیاد تهیه می شوند و ثانیا به راحتی برای آزمایشات تشخیصی استاندارد می شوند. بنابراین با به كارگیری این آنتی ژن ها، نیازی به آنتی ژن های مشتق شده از کشت سلولی نیست (et al. 2003; Louie et al. 1997 Chahan).
تاکنون چندین آنتی ژن نئوسپورا کانینوم شناسایی شده اند که اغلب آنها شامل
پروتئین هایی هستند که روی سطح مراحل مهاجم انگل ظاهر می شوند مانند NcSAG1و NcSRS2که از آنتی ژن های سطحی ایمونودومینانت اصلی هستند
(immunodominant surface antigens major). علاوه بر این ، آنتی ژن هایی نیز هستند که بطور موقتی روی سطح تاکی زوئیت های انگل ظاهر می شوند مانند محتویات میکرونم، راپتری و گرانولهای متراکم. این ها ارگانل های ترشحی در ناحیه قدامی مراحل مهاجم انگل هستند و در واکنشهای فیزیکی مستقیم بین انگل و سلول میزبان نقش دارند
( Soldati et al. 2001; Sonda et al. 2000et al. 1998; Nishikawa et al. 2001a;b; Liddell Lally et al. 1997; Boothroyd 2000; Dubremetz et al. 1998; Hemphill et 1997 Black and ).
اگرچه NcSAG1 و NcSRS2 بطور واضح با همتاهای خود در توکسوپلاسما گندئی (TgSAG1 و TgSRS2) هومولوگ هستند اما میزان تشابه توالی به اندازه ای نیست که باعث بروز واکنش متقاطع شود، از این رو به عنوان مارکرهای تشخیصی عالی برای تمایز موثر بین نئوسپورا کانینوم و توکسوپلاسما گندئی قابل استفاده هستند (Howe et al. 1998). همچنین پاسخهای ایمنی القاء شده توسط این آنتی ژن های سطحی، آنها را به مارکرهای ایده آل برای تشخیص سرولوژیکی آلودگی به نئوسپورا کانینوم و تهیه واکسن تبدیل كرده است
Chahan et al. 2003; Gaturaga et al. 2005; Howe et al. 1998; Liu et al. 2007; Pinitkiatisakul et al. 2005 ) Ahn et al. 2003; ).
تست الایزا با بهره گرفتن از آنتی ژن های tNcSRS2 -GST و GST-NcSAG1t برای تشخیص نئوسپورا کانینوم طراحی و مورد استفاده قرار گرفته است و نتایج نشان می دهد که این تست، حساسیت و اختصاصیت بالایی دارد و واکنش متقاطعی با سرم مثبت توکسوپلاسما گندئی ندارد Liu et al. 2007 ; Pinitkiatisakul et al. 2005; Hemphill et al. 1997; l Gaturaga et al. 2005; Ahn et al. 2003; ).
اكثر تستهای تشخیصی به صورت كیت های تجاری وارداتی، پرهزینه و وقت گیرهستند و به مواد و ابزارخاصی نیز نیاز دارند که آن ها را برای کاربرد فیلدی و کلینیکی نامناسب می سازند (et al. 2005 Chahan et al. 2003; Liao )، از این رو طراحی و ارزیابی تست تشخیصی با حساسیت و اختصاصیت بالا كه به ابزار اختصاصی پیشرفته نیاز نداشته باشد و در عین حال سریع و آسان انجام شود ضروری است.
تست لاتکس آگلوتیناسیون LAT)) یکی از راحت ترین تستهای تشخیصی است و در حال حاضر به عنوان یک تست تجاری در دسترس برای
تشخیص توکسوپلاسما گندئی استفاده می شود ( et al. 2004 Huang). در تحقیقی از تست لاتکس آگلوتیناسیون LAT)) با آنتی ژن نوترکیب TgMIC3 برای تشخیص سرولوژیکی توکسوپلاسما گندئی استفاده شده که به علت اختصاصیت بالا ، کاربرد سریع و ساده،کم هزینه بودن و مناسب برای استاندارد شدن، روش تشخیصی مناسبی گزارش شده است (Jiang et al. 2008). تاکنون از این تست برای تشخیص نئوسپورا کانینوم استفاده نشده ولی از آنجایی که TgMIC3 هومولوگ NcMIC3 است و با سرم گاو آلوده به نئوسپورا کانینوم واکنش متقاطع می دهد ) Jiang et al. 2008)، در تحقیق حاضر از NcSAG1 نوترکیب به عنوان آنتی ژن برای تشخیص آنتی بادی ضد نئوسپورا کانینوم در گاو استفاده شد (2005 et al. Chahan et al. 2003; Liao).
هدف از این تحقیق طراحی و استاندارد کردن تست لاتكس آگلوتیناسیون LAT)) بر اساس آنتی ژن نوترکیب NcSAG1 برای تشخیص سرولوژیکی نئوسپورا کانینوم و مقایسه ی ارزش تشخیصی این تست با کیت تجاری الایزا است.
کلیات
1-2- تاریخچه
نئوسپورا کانینوم (Neospora caninum) تک یاخته داخل سلولی اجباری از شاخه آپی کمپلکسا (Apicomplexa) و بسیار شبیه توکسوپلاسما گندئی (Toxoplasma gondii) است. در ابتدا در سگ های نروژی دارای علائم عصبی مانند آنسفالیت و فلجی اندام های حركتی انگلی شبیه به توكسوپلاسما گندئی گزارش شد (Bjerkas et al. 1984). سپس انگل در سال 1987 در گوساله های مبتلا به میلوآنسفالیت مشاهده گردید ( Anderson et al. 2000).
در یک مطالعه گذشته نگر مقاطع آسیب شناسی، نشانه های بالینی و اطلاعات آزمایشگاهی ثبت شده از 23 سگ نروژی كه در آنها یک بیماری مانند توكسوپلاسموزیس تشخیص داده شده بود را مورد بررسی و با میكروسكوپ نوری و الكترونی مورد مطالعه قرار دادند. در 13 مورد عامل بیماری توكسوپلاسما گندئی تشخیص داده شد، اما در 10 مورد دیگر از سگ ها یک جنس جدید به نام نئوسپورا و گونه ای به نام نئوسپورا كانینوم كه از نظر ساختمانی و آنتی ژنی متفاوت از توكسوپلاسما گندئی بود، تشخیص داده شد. به این دلیل این انگل نئوسپورا نام گرفت كه از لحاظ سیر تكاملی و ریخت شناسی مشابه با سایر اعضای دسته اسپوروزوآ (Sporozoea) بود و چون برای اولین بار تشخیص داده می شد انگل هاگ دار جدید یا نئوسپورا نام گرفت (2003b; Dubey et al. 1988 Dubey).
تا مدت ها سیر تكاملی این انگل كاملاً روشن نبود و میزبان نهایی آن شناسایی نشده بود و تنها حدس زده می شد كه به دلیل شباهت هایی كه با خانواده ساركوسیستیده (Sarcocystidae) دارد باید میزبان نهایی آن یک گوشتخوار باشد. محققین تعداد زیادی از حیوانات و پرندگان را با مرحله كیستی انگل به طور تجربی آلوده كردند، اما نتوانستند اووسیست های انگل را به دست بیاورند و همچنان میزبان نهایی ناشناخته بود تا در یک بررسی اووسیست های انگل از دو قلاده سگ كه به طور طبیعی آلوده شده بودند، جدا شد و سگ به عنوان میزبان نهایی انگل معرفی شد. مدتی بعد نیز اووسیست های این انگل را از مدفوع چند قلاده كایوت جدا كردند و كایوت نیز به عنوان میزبان نهایی انگل مطرح شد
(Dubey 1992; Haddad et al. 2005 ).
از سال 1984 تا كنون شاهد پیشرفت های فراوانی در زمینه یافته های جدید نئوسپورا بوده ایم، به طوری كه تا كنون مقالات زیادی در زمینه های مختلف نئوسپوروزیس از نقاط مختلف جهان منتشر شده است. در ایران نیز اولین بار سقط ناشی از نئوسپورا كانینوم در مشهد توسط رزمی و همكاران (2007) گزارش شد (Razmi et al. 2007 Dubey1999 b; ).
2-2– طبقه بندی انگل
تک یاخته نئوسپورا کانینوم در شاخه آپی کمپلکسا، رده اسپوروزوا، راسته اوکوکسیدیدا (Eucoccidiidae) ، خانواده سارکوسیستیده، تحت خانواده توکسوپلاسماتینه (Toxoplasmatinae) و جنس نئوسپورا قرار دارد (1999 Hemphill).
3-2- سیر تکاملی و ساختمان انگل
نئوسپورا کانینوم انگل دو میزبانه اجباری است (شكل 1-2). سگ و کایوت تنها میزبان های نهایی شناخته شده برای نئوسپورا کانینوم هستند. سگ ها می توانند هم میزبان واسط و هم میزبان نهایی انگل باشند. سیر تكاملی انگل به سه مرحله تاکی زوئیت، برادی زوئیت و اووسیست تقسیم می شود (et al. 2006 Dubey 2003b; Dubey ).
اووسیستهای انگل به همراه مدفوع میزبان نهایی به بیرون منتشر و در محیط تحت شرایط مناسب (اكسیژن، رطوبت و درجه حرارت) در عرض سه روز هاگ دار میشوند. داخل هر اووسیست، دو اسپوروسیست و داخل هر اسپوروسیست، چهار اسپوروزوئیت تشكیل می شود. ابعاد اووسیستهای هاگ دار حدود 7/11×3/11 میكرون و اسپوروزوئیتها 5/6×2 میكرون است. این اووسیستها شبیه به اووسیستهای توكسوپلاسما گندئی و هاموندیا هاموندی (Hammondia hammondi) در مدفوع گربه و هاموندیا هیدورنی (Hammondia heydorni) در مدفوع سگ هستند كه جهت تفریق آنها از یكدیگر استفاده از روشهای ژنتیكی الزامی است (Dubey and Schares 2006 Dubey 2003b; ).
اووسیستهای هاگ دار انگل همراه با آب و مواد غذایی توسط میزبانهای واسط خورده میشوند. اووسیستها در روده، پاره و اسپوروزوئیتها آزاد شده و پس از ورود به سلول های پوششی روده به تاكی زوئیت تبدیل میشوند. تاكی زوئیتهای هلالی شكل به ابعاد 6×2 میكرون هستند و به سرعت از طریق آندودیوژنی تكثیر می یابند. تاكی زوئیتها، سلول های عصبی، آندوتلیال عروق، سلول های كبدی، ماكروفاژها، فیبروبلاستها، میوكارد و نیز تروفوبلاستهای جفتی را در حیوانات آبستن مورد تهاجم قرار میدهند. همچنین مرحله تاكی زوئیت ممكن است از طریق جفت در حیوانات آبستن به جنین منتقل شود
(Dubey and Lindsay 1993 et al. 2006; Dubey Barr et al. 1993; ).
سیستم ایمنی میزبان مدتی پس از آلوده شدن میزبان واسط بر علیه تاكی زوئیتها كه دارای رشد و تكثیر سریع هستند، تحریک و باعث حذف آنها از بافتها می شود. این مرحله توسط برادی زوئیتهای 8-7×2 میكرونی كه دارای رشد كندی بوده و در داخل سلول های میزبان، درون كیستها هستند، جایگزین میشود. كیستهای نئوسپورا كانینوم گرد تا بیضی شكل و بیشتر در سلول های عصبی و شبكیه چشم یافت میشوند. اندازه کیست های بافتی ممکن است بسته به تعداد برادی زوئیت های داخل آن ها، بسیار متفاوت باشد. کیست های بافتی در سگ ها حدود 107 میکرون قطر دارند و ضخامت دیواره آنها تا 4 میکرون می رسد.
کیست های بافتی در جنین گاو و گوساله هایی که به صورت مادرزادی مبتلا هستند در مغز و طناب نخاعی یافت می شوند. این کیست ها کمی بیش از 50 میکرون قطر دارند و ضخامت دیواره آنها کمتر از 5/2 میکرون است. تعداد کمی از کیست های بافتی با دیواره نازک (1- 3/0 میکرون) در عضلات اسکلتی گاو و سگ هایی که به صورت طبیعی با انگلی شبیه نئوسپورا کانینوم آلوده بودند، گزارش شده است. چنین کیست های بافتی هنوز در حیواناتی که به صورت تجربی آلوده می شوند دیده نشده است. برادی زوئیتها درون كیستها از پاسخ سیستم ایمنی میزبان در امان میمانند و به حالت نهفته زندگی میكنند، در نتیجه هیچ گونه واكنش ایمنی ایجاد نمیكنند. زمانی كه سیستم ایمنی به هر علتی تضعیف شود دوباره به تاكی زوئیت تبدیل میشوند (et al. 2006 Dubey 2003b; Dubey ).
برادی زوئیت ها واجد یک هسته انتهایی و تعداد کمی گرانول آمیلوپکتین هستند كه در رنگ آمیزی پریودیک اسید شیف ,(PAS) رنگ قرمز می گیرند. همچنین برادی زوئیت ها را می توان به صورت اختصاصی توسط آنتی بادی اختصاصی برادی زوئیت (BAG-1) از تاکی زوئیت ها تفریق کرد. عمدتاً اعتقاد بر این است که انگل به صورت مرحله برادی زوئیت (کیست های بافتی) در بافت های گاوهای بالغ باقی می ماند. با وجود این، کیست های بافتی تا کنون در مقاطع بافت شناسی از گاوهای بالغی که به صورت طبیعی مبتلا شده اند مشاهده نشده است (et al. 2006 Dubey).
تاكی زوئیتهای موجود در جفت و كیستهای موجود در بافت های میزبان واسط منبع مهم آلودگی برای سگها هستند. سگها 7 تا 15 روز پس از خوردن بافتهای آلوده میزبانهای واسط، اووسیستهای انگل را با مدفوع خود دفع میكنند (شكل 2-2). مدت زمان دفع اووسیستها توسط سگ و تناوب آنها به درستی مشخص نیست، هر چند گزارش شده که سگ ها بیشتر از یک نوبت، اووسیست را دفع می کنند (Mcgarry et al. 2003 2003 b; Dubey).
شکل 1-2: سیر تكاملی نئوسپورا کانینوم (19) |
در رابطه با توان بقای اووسیستها در طبیعت نیز اطلاعات زیادی در دسترس نیست. مراحل شیزوگونی و گامتوگونی که به نظر می رسد آغازگر تشکیل اووسیست ها در روده سگ هستند تا کنون مشاهده نشده اند. هر چند مراحلی شبیه شیزونت در کشت های سلولی کشت شده با برادی زوئیت های جدا شده از مغز سگ هایی که به صورت طبیعی مبتلا بودند، گزارش شده اند. مطالعات سرواپیدمیولوژیک به اهمیت نقش سگ ها در سیر تكاملی نئوسپورا کانینوم اشاره دارد (et al. 2006 Dubey (.
فرض کنید جامعه داریم که جامعه -ام دارای توزیع نمایی دوپارامتری با تابع چگالی زیر باشد
جائیکه ها پارامترهای مقیاس و ها پارامترهای مکان می باشند. فرض کنید از کل جامعه ، جامعه مربوط به گروه تیمار و جامعه مربوط به گروه کنترل باشند . در این فصل به بررسی کاربرد توزیع نمایی دوپارامتری، تاریخچه، نتایج موردنیاز، نمونه گیری دومرحله ای وآزمون نمایی بودن ونابرابری پارامترهای مقیاس به همراه مفاهیم اولیه می پردازیم.
1-1- کاربرد توزیع نمایی
توزیع نمایی دارای کاربردهای متعددی در زمینه های آزمایشگاهی شیمی ، داروسازی و کشاورزی می باشد که در زیر به چند نمونه از آن ها اشاره می کنیم :
1-در قابلیت اعتماد پارامتر مکان توزیع نمایی دوپارامتری به عنوان زمان گارانتی قطعه الکتریکی و پارامتر مقیاس به عنوان متوسط طول عمر استفاده می شود.
2-در نظریه صف ، توزیع نمایی برای زمان بین مراجعه کنندگان استفاده می شود .
3-در مطالعات زیست شناسی پارامتر مکان ، دوره پنهان بیماری و پارامتر مقیاس مدت زمان بیماری علاوه بر مدت زمان پنهان بیماری نامیده می شود.
1-2-تاریخچه
در سال روش مقایسه چندگانه با کنترل تحت نابرابری را برای حالتی که در آن پارامتر مقیاس نامعلوم و نابرابر باشندرا پیشنهاد دادند. وهمکاران در سال روش مقایسه چندگانه با کنترل را برای حالتی که پارامتر مقیاس با هم برابر باشند یعنی پیشنهاد دادند.برای مقایسه چندین پارامترمکان توزیع نمایی با بیش از یک کنترل، با فرض برابری پارامترهای مقیاس، در سال روش هایی برای تشکیل فواصل اطمینان یک طرفه و دوطرفه را ارائه دادند.
1-3-نتایج مورد نیاز
در ادامه نتایج و مباحثی که در ادامه پایان نامه مورد نیاز می باشد را مورد بررسی قرار
می دهیم .
قضیه(1-1)
اگر یک نمونه تصادفی تایی از جامعه نمایی دوپارامتری با پارامتر مکان و پارامتر مقیاس
باشد در این صورت داریم :
الف : دارای توزیع کای اسکور با درجه آزادی است .
ب : دارای توزیع نمایی استاندارد می باشد.
پ : از یکدیگر مستقل هستند.
ج : دارای توزیع با درجه آزادی است.
جائیکه :
اثبات :
ابتدا با بهره گرفتن از روش تابع توزیع نشان می دهیم که (کوچکترین آماره
ترتیبی) دارای توزیع نمایی دوپارامتری می باشد.
ابتدا تابع توزیع متغیر تصادفی را بدست می آوریم.
بنا به مستقل و هم توزیع بودن داریم.
با مشتق گیری از نسبت به داریم :
بنابراین :
درنتیجه :
در این قسمت توزیع را بدست می آوریم .
از قبل می دانیم که اگر یک نمونه تصادفی تایی از توزیع نمایی دوپارامتری باشد
آن گاه متغیرهای تصادفی دارای توزیع نمایی می باشند . داریم :
برای پیداکردن توزیع ابتدا توزیع ها را بدست می آوریم.اگر یک نمونه تصادفی تایی از توزیع جاییکه باشد،آن گاه داریم :
برای اثبات رابطه فوق (رجوع شود به فصل اول پارسیان قسمت (ط))
فرض کنید آماره های ترتیبی نمونه تصادفی باشند. چگالی آماره های ترتیبی به صورت زیر است .
نشان می دهیم متغیرهای تصادفی
مستقل و هم توزیع با توزیع می باشند.
ژاکوبین تبدیل فوق برابر است با:
و به سادگی داریم :
پس
با توجه به اینکه حدود ها به یکدیگر بستگی ندارد و تابع چگالی توأم آنها به صورت حاصل ضرب تابع
چگالی نمایی با پارامتر در آمده است ، بنابراین ها از یکدیگر مستقل و هم توزیع ( با توزیع )
می باشند .
به سادگی داریم :
با توجه به مطلب فوق
ویا
در نتیجه :
بنابراین :
در نتیجه توزیع به صورت زیر خواهد بود .
برای اثبات قسمت (ب) داریم :
با بهره گرفتن از روش تابع توزیع داریم :
جائیکه :
با بهره گرفتن از روابط بین توزیع ها داریم :
پس:
یعنی wدارای توزیع نمایی استاندارد می باشد.
برای اثبات قسمت (پ) داریم :
در قسمت های قبل نشان دادیم که برای یک ثابت دارای توزیع کای اسکور با درجه
آزادی است پس یک آماره فرعی می باشد که توزیع آن به پارامتر مجهول بستگی ندارد . همچنین برای ثابت
می توان نشان داد که یک آماره بسنده کامل برای می باشد . پس برای یک ثابت از
(طبق قضیه باسو) مستقل می باشند . حال چون دلخواه می باشد پس می توان گفت
از نیز مستقل می باشد .
برای اثبات قسمت (ج) داریم :
در اینجا صورت و مخرج عبارت را بر تقسیم می کنیم :
در قسمت های قبل نشان دادیم که و طبق قضیه باسو از یکدیگر مستقل می باشد و همچنین
و
در نتیجه :
فرض کنید دو متغییر تصادفی و دو مقدار ثابت مثبت باشند، آنگاه :
اثبات :
فرض کنید باشد. برای اثبات لِمِ (1-1) از روش عضو گیری استفاده می کنیم. فرض کنید که
عضوی از ناحیه ی باشد، ثابت می کنیم که این نقطه عضوی از ناحیه ی است.
اگر داشته باشیم ، آنگاه به راحتی می توان به نتایج زیر رسید :
می دانیم که هستند. اکنون دو حالت مختلف را در نظر می گیریم :
حالت اول :
با بهره گرفتن از رابطه (1-1) داریم :
از طرفی با توجه به این که است و در این حالت می باشد، بنابراین داریم :
در نتیجه داریم :
بنابراین به راحتی نتیجه می گیریم :
حالت دوم :
می دانیم که در این حالت است . حال اگر باشد، با توجه به این که در این حالت
است و رابطه ی (1-1) نتیجه می گیریم :
بنابراین داریم :
و در نتیجه :
پس در حالتی که است، ثابت کردیم که :
حال اگر در حالت ، فرض کنیم که باشد ، در این صورت با توجه به این که در رابطه ی (1–1)
داریم است می توان به نتایج زیر رسید :
بنابراین داریم :
و در نتیجه :
پس در حالتی که است نیز ثابت کردیم که :
بنابراین برای هر دو حالت و در حالتی که است ، در اینجا اثبات کامل می شود. برای
حالتی که است ، اثبات به طور مشابه به دست می آید .
نامساوی بانفررونی :
فرض کنید ، تا پیشامد باشند آن گاه داریم :
Halperin و همکاران در سال (1955) روش بانفرونی را در حالت نمونه گیری دو مرحله ای به صورت زیر بیان کردند
جائیکه ها نشان دهنده مکمل مجموعه می باشند.
1-4-نمونه گیری دومرحله ای از جامعه ای با توزیع نمایی دو پارامتری:
در نمونه گیری دو مرحله ای از جامعه ای باتوزیع نمایی دو پارامتری ، نخست نمونه تایی از جامعه انتخاب می شود سپس با محاسبه برای جامعه عبارت زیر محاسبه می شود
که موجود در رابطه یک مقدار مثبت دلخواه می باشد که جهت کنترل طول فاصله اطمینان استفاده
می شود و نشان دهنده بزرگترین عدد صحیح کوچکتر یا مساوی با می باشد.
جائیکه :
در نمونه گیری دو مرحله ای در صورتی که باشد به مشاهدات اولیه ، مشاهده های
اضافه می شود ودر کل مشاهدات به صورت زیر حاصل می شوند
فرض کنید :
قضیه (1-2)
در نمونه گیری دومرحله ای با تعریف شده در و در (1.3) داریم :
اگر یک نمونه تصادفی تایی از جامعه نمایی دوپارامتری باشد در این صورت داریم :
الف) دارای توزیع نمایی استاندارد است .
ب) از هم مستقل هستند.
پ) دارای توزیع با و درجه آزادی می باشد.
دانش فقه راه رسیدن به احکام عملی شریعت را هموار می کند و فقه اسلامی مجموعه عظیمی است از قوانین و پیشنهادهای سازنده الهی برای همه شئونات فردی و اجتماعی بشر که از کوچکترین مسائل تا بزرگترین معضلات سیاسی و اجتماعی، رهنمون دارد. این مجموعه دقیق و عمیق در گنجینه پر بار کتاب و سنت دفین بود که پس از رحلت پیامبر (ص) ، فقها در کشف این گنج پنهان کوشیدند و روز به روز به تازهتر از تازه دست یافتند و بر این یافته ها افزودند تا به امروز که مجموعه پر بار حقوقی اسلام را به نام فقه، فرا روی ما قرار دادند.
بیگمان مجموعه ای چنین دقیق و عمیق را اصولی متقن باید، پس به زودی دانشی بنام اصول فقه پا گرفت و این اصول راه تفرّع و تشعّب فقه را باز کرده و آن را در بستر زمان و مکان که مؤثرترین عناصر تکامل قوانین است، بسط و توسعهای شگرف داد.
تحقیق حاضر تلاشی است در معرفی یکی از مهمترین مباحث این اصول با عنوان «مطلق و مقید» که کاربرد آن در نصوص و متون فقهی و حقوقی و محاورات مردم بسیار ملموس است.
در این میان گاهی متون و مفهوم کلام و قانون روشن و گویا نیست و شنونده یا حقوقدان در مواجهه با سخنان و یا هر یک از مواد قانونی
برای درک صحیح از مدلول حقیقی الفاظ و مصوبات نیاز به ابزار و روشهایی دارد تا به کمک آنها هدف واقعی گوینده و مقنن را کشف نماید. از مهمترین روشهایی که به کمک آن به مراد واقعی متکلم پی میبریم، مقدمات حکمت است. کاربرد این مقدمات در حوزه های زیادی به چشم میخورد که از جمله آنها میتوان به حوزه فقاهت و استنباط احکام شرعی، اصول فقه، حقوق موضوعه و محاورات مردم اشاره کرد. بنابراین بررسی مقدمات حکمت و نقش آن در اطلاق از اهمیت ویژهای برخوردار است. از آنجایی که در این زمینه، اثری که به طور اختصاصی به بررسی مقدمات حکمت و کاربرد آن در فقه و حقوق پرداخته باشد، یافت نشده است، ضرورت دیده شد که به طور اختصاصی به این موضوع پرداخته شود. بدین سبب این نوشتار در سه فصل به این موضوع می پردازد.
در فصل نخست کلیات تحقییق، تعاریف و مفاهیم، در فصل دوم مباحث مربوط به اطلاق و تقیید و در فصل سوم به بحث و بررسی مقدمات حکمت و کاربرد آنها پرداخته خواهد شد. و در انتها نتیجه کلی بحث بیان می شود. گفتنی است که در طول ارائه کلیه مباحث، سهولت فهم، روانی مطالب و استفاده از کتب دست اول و معتبر در این زمینه، مهمترین امور در دیده ما بوده اند.
آنچه گفتیم درباره سیاق و شیوه ارائه مطالب بود؛ اما درباره محتوای مطالب بیش از این نمیتوان گفت که این اثر نتیجه تلاشی سخت و کوششی بسیار در تأمین اهداف یاد شده و نیز اهداف درونی است. و اینکه این مجهود تا چه اندازه به مقصود نزدیک شده، محتاج داوری اساتید ژرف اندیش است.